شما اینجا هستید
اخبار عمومی » ماجرای ریزعلی خواجوی تکرار شد

در استان یزد؛
ماجرای ریزعلی خواجوی تکرار شد
سالها از ماجرای ریزعلی خواجوی گذشته است اما به تازگی ساربانی
فداکار درگیر ماجرایی شبیه به آن شده است.
به گزارش روابط عمومی اداره کل راه آهن یزد مهندس سید مصطفی داودی توضیحاتی درخصوص این حادثه داد.
مدیرکل راه آهن یزد گفت: واژگونی تریلی در یکی از جاده‌های فرعی حدفاصل ایستگاه «سنگی» تا نایین در یک جاده فرعی رخ داده. درواقع مسیر ریلی با پلی از روی این جاده فرعی عبور می‌کند. این تریلی به دلیل سرعت بسیار بالا از مسیر اصلی منحرف شده و از شانه و حاشیه جاده بالا آمده و روی ریل متوقف شده بود. در این حادثه راننده تریلی هم جانش را از دست داده بود.

دقایقی بعد مردی از اهالی همان منطقه با موتور درحال تردد از همان جاده بوده که متوجه این حادثه می‌شود و مسئولان ایستگاه «سنگی» را در جریان می‌گذارد و به همه قطارهای عبوری در این مسیر دستور توقف داده می‌شود. جدا از قطار تهران به بندرعباس، یک قطار هم از یزد به طرف تهران درحرکت بود که زودتر به محل حادثه می‌رسید، این قطار هم در ایستگاه نایین متوقف شد. اقدام به موقع این مرد روستایی از بروز حادثه جلوگیری کرد، به همین دلیل هم قرار است از او در هفته حمل‌ونقل قدردانی شود.

احمد عامری ٤٥ ساله همان ناجی نایینی است. البته خودش می گوید اهل یکی از روستاهای نزدیک زواره است. شهرآشوب نام روستایی است که احمد در آن زندگی می کند. او ساربان است، شتر دار است، البته شترها مال خودش نیست و او آن روز برای چرای شترها رفته بود که آن حادثه پیش آمد:«من با موتور بودم، ابتدا فکر کردم یک شتر روی ریل افتاده، وقتی نزدیک‌تر شدم دیدم که تریلی است.

راننده اش هم به بیرون از ماشین گوشه ای افتاده بود، نفس نمی کشید، مرده بود.» او در ادامه صحبت هایش می گوید:«آن جا جاده ای فرعی است، اما راننده های سنگین برای کوتاه تر شدن مسیر از این جاده تردد می کنند.

من بومی آنجا هستم ساعت حدود ٦ و نیم بعداز ظهر بود، هم قطار یزد به تهران باید از آنجا عبور می کرد و هم قطار تهران به بندرعباس، اسب تریلی کاملا روی ریل بود، من بلافاصله تلفنی به بچه های ایستگاه سنگی اطلاع دادم، آن جا همه باهم آشنا هستند، من هم بیشتر پرسنل ایستگاه را می شناسم، بلافاصله با آن ها تماس گرفتم. خیلی هم عجله داشتم، چون همان موقع خبر مرگ مادرم را به شنیده بودم، خواهرها مدام با من تماس می گرفتند که خودت را برسان، شرایط بدی بود، اما خوب جان آدم های زیاد در خطر بود، من هم کاری را کردم که باید انجام می دادم.»

اخبار راه آهن ایران | ریل نیوز